قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي
353
درة التاج ( فارسى )
قضيّه در مقارنت حرف سلب و عدم مقارنت متفق باشند ، و به عكس اين باشذ اگر متفق نباشند . و حكم بصدق و كذب در مادهء امكان تحكم است و آنج گفتهاند كى صادق باشند در مادّهء وجوب ، و آنج موافق او باشد از مادهء امكان و كاذب باشند در مادهء امتناع و آنج موافق او باشد از مادهء امكان سخنى محصّل نيست ، جه حاصل آنست كى صادق باشند در طرف صادق از امكان ، و كاذب باشند در طرف كاذب و جون شخصيّات در علوم معتبر نباشذ جنانك در صناعت برهان روشن شوذ . و از مهملات احتراز بايذ كرد تا در غلط نيفكند . و اگر استعمال كنند دلالتش مساوى دلالات قضاياء جزوىّ باشذ ، بس قضاياء معتد به مستعمل در علوم اين جهار محصوره باشند و بحث از تحصيل مفهومات ايشان و تلخيص اجزاء آن كى آن را تحقيق محصورات گويند « 1 » واجب بوذ تعليم جهارم در تحقيق محصورات جون گوئيم كل ج ب ، بكلّ جيم كلّيت جيم كى كلّى منطقيست و جيم كلّى كى كلّى عقلىّ است ، و كلّ من حيث هو كلّ كى كلّ مجموعى است ، نمىخواهيم و الّا حكم در كبرى تعديه نكند از اوسط بأصغر و هم جنين آن نمىخواهيم كى حقيقت او حقيقت جيم بوذ به همين سبب . و ديگر به جهت آنك در علوم بحث مىكنند از قضايائى كى موضوعات ايشان در ذكر عين « 2 » ( موضوعات ايشان بحقيقت نيستند بل كى وصف موضوعات حقيقى ايشاناند وصفى ذاتى يا عرضىّ لازم ، يا غير لازم ، خواه : در حال حكم باشذ و خواه نباشذ ، جنانك كلّ متحرّك
--> ( 1 ) - خوانند - م ( 2 ) - غير - م - ط - در ذكر عين موضوعات ايشان ندارد .